خانواده و مشارکت سياسي

          در رابطه با جنبه هاي مختلف خانواده، صدها كتاب و مقاله وجود دارد و در اينجا هدف اين نيست كه تمام جوانب امر، مورد كنكاش قرار گيرد. آنچه در اينجا مورد بحث قرار می‌گیرد تأثير خانواده به عنوان يكي از عوامل جامعه پذيري سياسي در ميزان مشاركت سياسي است.

          در اين راستا مكتب فرانكفورت با ديدي انتقادي به خانواده نگاه می‌کند و واقعيات زندگي خانوادگي را مورد بررسي قرار می‌دهد. ما كس هوركهايمر از پايه گذاران مكتب فرانكفورت در مقاله اي مشهور با نام ”خانواده و اقتدار در دوران معاصر” بر روي اقتدار خانواده تأکید می‌کند و با توجه به پيشينه تاريخي اقتدار، وجود آن را در حال حاضر در خانواده مضر می‌بیند و می‌گوید از ميان تمام نهادهاي اجتماعي كه فرد را براي قبول اقتدار و استبداد در سطح جامعه آماده می‌کنند خانواده مقام اول را دارد. خانواده بايد شخصيت انسان‌ها را آن گونه تربيت كند كه زندگي اجتماعي آن را می‌خواهد؛ لذا به عقیده وي وجود اقتدار در خانواده تنها باعث می‌شود كه كودك اطاعت و سر فرو آوردن در برابر فرد قدرتمند، خصومت نسبت به ضعفا، افراد تحت ستم، و گروه‌های خاصی را فرا گيرد.

          به رئوف نيز می‌گوید تصوير اقتدارگرايانه خانواده خاص خانواده هاي پدر سالار است كه در آن همه افراد خانواده تحت سلطه مطلق مرد هستند و مرد مالك اموال خانواده است و خودش در باره مسائل و موضوعات مختلف خانواده مانند ازدواج فرزندان تصميم می‌گیرد.

          در مورد اثری كه مشاركت در تصميم گيري خانواده بر مشاركت سياسي فرد در بزرگسالي دارد تحقيقات زيادي صورت گرفته است. آلموند و وربا در مطالعه پنج كشور، از بزرگسالاني كه مورد مصاحبه قرار گرفتند پرسيدند كه آيا به خاطر دارند كه در دوران كودكي نقشي در تصميم گيري خانواده داشته باشند و همچنين پرسیده‌اند كه آيا اكنون احساس می‌کنند كه اعمالشان بر تصميمات دولت اثري می‌گذارد؟. جواب‌ها بين مشاركت در تصمیمات خانواده در كودكي و احساس دوران بزر گسالي در مورد صلاحيت سياسي رابطه روشني نشان داده است. آن‌هایی كه در تصميم گيري خانواده شركت داشته‌اند به طور متوسط بيشتر احساس می‌کردند كه اظهار عقايد سياسي آن‌ها می‌تواند بر دولت اثر بگذارد.

          ويليام گود جامعه شناس خانواده نظريه همگرايي را مطرح می‌کند كه بر طبق اين نظريه  ، دگرگونی‌های نظام خويشاوندي، نتيجه اجتناب ناپذير دگرگونی‌های ساختاري (جامعه) و همچنین دگرگونی‌های ایدئولوژیک است. در زماني كه دگرگونی‌های ساختاري در سطح كلان (دگرگونی‌هایی مانند صنعتي شدن، شهرنشيني، پرولتاريزه شدن و...) و دگرگونی‌های ايدئولوژيك در سطح كلان رخ می‌دهد سازمان‌های سطوح خرد مثل خانواده نيز اجباراً” بايد خود را با دگرگونی‌های سطح كلان انطباق دهند.

منبع:

- اعزازی ، شهلا ، ( 1380 ) . جامعه شناسي خانواده : با تاكيد بر نقش ساختار و كاركرد خانواده در دوران معاصر . تهران : روشنگران و مطالعات زنان .

-كمالي ،‌علي اكبر ،‌( 1374 ) . بررسي مفهوم جامعه پذيري سياسي . تهران : انتشارات سازمان تبليغات اسلامي .

-رئوف ، هبه ، ( 1379 ) . مشاركت سياسي زن :‌ديدگاهي اسلامي . ترجمه محسن آرمين . تهران : نشر قطره .