سير تحول انديشه مشاركت سياسي
سير تحول انديشه مشاركت سياسي
دهه 1950 در غرب از ارتباط نزديک بين مشاركت سياسي و دمكراسي حكايت میکند. اين تصوير پس از جنگ دوم جهانی و ظهور و گسترش رايانه، اصلاح تحقيقات پيمايشي، مشاركت انتخاباتي و ... به وجود آمد.
در اوايل دهه 1960 هیچ کس ترديد نداشت كه گسترش مشاركت سياسي در ميان توده هاي مردم، يكي از وجوه مهم نوسازي سياسي محسوب میشود. نظریهپردازان دمكراتيك و حتی رهبران و نظریهپردازان غير دمكراتيك نيز همين موضع را گرفتند. اما هر دو گروه در باره آينده و نتايج اين فرايند، ترديدها و ابهاماتي داشتهاند. طي 20 سال بعد، برخي از مفروضات دهه 1960 مورد سؤال قرار گرفته و مردود شمرده شده است و تصوير جديدي جايگزين تصوير قبلي شده است.
در اوايل دهه 1960 ميراث نظريات مشاركت سياسي، شروع به مطالعه مشاركت سياسي در مجموعه گسترده تري از نظامهای سياسی و مراحل مختلف توسعه نمود. در اين دوران به مطالعات كمي توجه كمتري شده است و مشاركت فقط در چارچوبهای دمكراتيك، پذيرفته شده و مشاركت نقطه مقابل اعتراض و عدم ثبات تلقي شده است. در واقع از اينجا به بعد، مشاركت سياسي از مشاركت اقتصادي جدا گرديده است. به طور خلاصه برداشتي محافظه كارانه حاكم شده كه در اين برداشت مهم عدم وجود كشمكش و تعارض در جامعه بوده است.
تصویر بعدی كه جايگزين تصوير محافظه كارانه از مشاركت سياسي شده تصويري است كه در آن مشاركت سياسي به معني تلاشهای توده مردم، در هر نوع نظام سياسي، جهت نفوذ و تأثير بر كارهاي حاكمان و گاهي تغيير دادن آنان صورت میگیرد؛ لذا در اينجا مشاركت نمیتواند همزاد با دمكراسي مطروحه در دهه 1960 باشد؛ لذا همان طور كه دال اين نكته را صریحاً گفته است مشاركت از رقابت جدا میشود. به عبارت ديگر رهیافتهای ليبراليستي جايگزين انديشه هاي محافظه كارانه شده و اين اعتقاد به وجود آمد كه در فرايند توسعه سياسي، بايد به تغيير و تحول هم توجه داشت. در اين نگرش، مشاركت سياسی میتواند از گفتگوهاي مدني شروع شده تا راي دادن سازماندهي شده استمرار يابد و سرانجام به شورشهای آشوب برانگيز منجر شود. در اين مرحله مشاركت سياسي خنثي است و لذا به عنوان نمونه میتوان مشاركت سياسي يك حزب را خوب، بد، يا بخشي از آن را خوب و بخشي را بد ارزيابي كرد. ميل براث در اين راستا مشاركت سياسي افراد را از قرار گرفتن در معرض محرکهای سياسي (مانند اخبار وراي دادن) تا گرفتن پستهای سياسي تداوم میبخشد.
مرحله سوم تحول در بحث مشاركت سياسي كه بعد از دهه 1970 به چشم میخورد جايگزين ساختن رهیافتهای تاريخي و تكاملي بجاي مطالعات غير تاريخي است؛ لذا بجاي تاكيد بر شهرنشيني، وسايل ارتباط جمعي و ...به مسائلي از قبيل رهبري، سازمان، ساختار سياسي و ... توجه شد. روستو، بالاك، ليپست و مور با الهام از اين نوع مطالعات، به مقولاتي چون فرهنگ، نهاد رهبري، ساختار اقتصادي و مواردی از اين قبيل توجه کردند. به عنوان نمونه، گر چه در دهه 1960، به عواملي مانند خشونت توجه شد اما در دهه 1970 بحث خشونت و نقش آن در مشاركت سياسي به يكي از موضوعات محوري مورد توجه انديشمندان مبدل شد.
بارنز، كاي و همكاران آنها در سال 1979 در مطالعه مشاركت توده ای در پنج كشور غربی اتريش، آلمان غربي، هلند، انگليس و آمريكا، به مطالعه اعتراض نه به عنوان يك مقوله رفتاري مجزا، بلكه به مثابه نوعي از مشاركت (مشاركت غير متعارف ولي متصل به ساير اشكال مشاركت) پرداختهاند. اشكال اعتراض مورد نظر اینها شامل نوشتن طومار، شركت در تظاهرات، شركت در اعتصابها، ايجاد ترافيك در خیابانها، حمله به اموال عمومي و حتي حمله به افراد را مورد سؤال و بحث و بررسي قرار داده است.
در شرايط كنونی بر مشاركت سياسی خود جوش و بسيج شده تاكيد میشود. اين نوع مشاركت به درجه حضور آزادانه، در مقايسه با فعالیتهای تنظيم شده توسط رژیمها و نيز به ميزان انتخاب واقعی سیاستها توسط مردم در مقايسه با متصديان حكومتی بستگي دارد. در يك طرف سازمانهای دولتی و در طرف ديگر گروهها و انجمنهای کاملاً مستقل و شايد هم مخالف رژيم قرار دارند. در دنياي كنونی يك طرف مشاركت، جمعيت بزرگ شهروندان و طرف ديگر دولتی ضعيف نيست. حتي در شرايط كنونی گاهی انجمنها و احزاب کاملاً مستقل مورد نفوذ دولت قرار میگیرند. از طرف ديگر شهروندان و گروههای سياسی از طريق شوراها و کمسیونهای مشورتی در دولت دخالت میکنند. اين نفوذهاي متقابل، بايستي بر درك ما از ماهيت و فرايند مشاركت سياسي اثر بگذارند. پس از دهه 1990، مطالعات مربوط به مشاركت سياسي چند بعدي شده است.
منابع:
- نلسون، جان. ام، ( 1379 ). مشاركت سياسی. واينر و هانتينگتون، درك توسعه سياسی. ترجمه پژوهشكده مطالعات راهبردی. تهران : انتشارات پژوهشكده مطالعات راهبردي.
- بديع، برتران، ( 1376 ) . توسعه سياسی. ترجمه احمد نقيب زاده. تهران : نشر قومس.
- قوام، عبدالعلي، ( 1379 ) . چالشهای توسعه سياسی. تهران : نشر قومس.